سبک زندگی

انرژی مثبت زندگی 5: یک هدیه غیر منتظره بدین، حتی یک شاخه گل

انرژی مثبت زندگی 5: یک هدیه غیر منتظره بدین، حتی یک شاخه گل

در سری چالش الهام‌بخش هفتگی جهان بتس، قصد داریم که با انجام کارهای کوچک، کیفیت زندگی‌مان رو بهتر کنیم. ما به‌صورت رندوم از تمام ایران، از چند خانم و آقا خواهش کردیم که این چالش‌ها رو انجام بدن و نتیجه‌اش رو با ما به اشتراک بگذارند.
احتیاج به یک‌چیزی دارید که خوشحالتان کنه؟ به نظر می‌رسد که دادن یک هدیه غیر منتظره به  یک نفر می‌تواند حال شمارا خوب کند و به شما آرامش بدهد چون یک کار خوب انجام دادید!

انرژی مثبت زندگی 5: یک هدیه غیرمنتظره بدین، حتی یک شاخه گل

برای کسی یک کادو و هدیه غیر منتظره بخرید

چرا دادن یک هدیه غیر منتظره ؟ تحقیقات متعدد نشان داده که هدیه دادن برای سلامتی، شادی و ارتباطات اجتماعی بسیار خوب و مؤثر است. شاید بهتر از همه این باشد که هدیه دادن مسری است و مثل یک ویروس واگیردار میمونه.

واکنش افراد انتخاب‌شده ما:

انرژی مثبت زندگی 5: یک هدیه غیرمنتظره بدین، حتی یک شاخه گل

روجا از شهریار: هدیه خریدن برای دوستان نزدیک و کسانی که دوستشان دارم برایم سخت‌ترین کار توی دنیا هست. اکثر افراد فکر می‌کنند‌ چون راجع به این آدم‌ها خیلی چیزها را میدانیم انتخاب هدیه راحت تره اما برخلاف تصورات آن‌ها، من فکر می‌کنم موقع کادو خریدن برای افراد نزدیک چون گزینه‌ها و احتمالات زیادی برای انتخاب وجود دارد کارمان بسیار سخت‌تر خواهد بود.

من‌بعد از پیش نهاد این چالش تصمیم گرفتم برای مامانم یک کادو بخرم اول تصمیم بر این بود که یک وسیله آشپزخانه بخرم، بعد فکر کردم مادر عاشق این اَپ می شه ولی پولش زیاد نیست. کفش چطوره؟ نه حتماً دوست دارد خودش امتحان کنه و بخرد… و لیست همین‌طور ادامه داشته. آخرسر، فهمیدم که مثل همیشه دارم زیادی به این مسئله فکر می‌کنم.

تصمیم گرفتم که سریع و بافکر عمل کنم. لباس پوشیدم و رفتم بوتیک سر خیابان یک شال گلبهی طرح دار خریدم، کادو کردم خانه که رسیدم ماد مشغول آشپزی بود سریع لباس عوض کردم و رفتم کنارشان خسته نباشید دادم و کادو رو تقدمشان کردم و صورتشان را بوسیدم راستش خودم هم هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم مادرم این‌قدر ذوق‌زده و خوشحال بشود درس خوبی یاد گرفتم.

انرژی مثبت زندگی 5: یک هدیه غیرمنتظره بدین، حتی یک شاخه گل

آیدین از تهران: من و دوستم بهنام از زمان مهدکودک باهم دوستیم و این واقعیت که تا بزرگ‌تر نشدیم ارزش را نفهمیدم. چند روز پیش تولد 29 سالگی‌اش بود و برای جشن گرفتن چندنفری رفتیم پینت بال بازی کردیم. من و سایر دوستان باهم به‌عنوان کادو پول تفریحات مادر روز و هزینه شام و خوراکی‌ها رو حساب کردیم. واقعاً عالی و جالب بود و به همه خیلی خوش گذشت.

انرژی مثبت زندگی 5: یک هدیه غیرمنتظره بدین، حتی یک شاخه گل

هانیه از شازند: من چند روز پیش از سرکار احمدم خانه و خیلی خسته بودم بی‌خود و بی‌جهت خستگی مو خالی کردم سر دخترم مرضیه، دخترم 19 ساله است آن‌هم گریه‌کنان رفت اتاقش بااینکه چند روز گذشته بود دیگر حرفی هم نزده بود همش احساس می‌کردم خیلی گرفته تصمیم داشتم حسابی از دلش در به یارم و جمعه که خونم عذارا طبق خواست دخترم درست کنم تا اینکه همکارم گفت هم‌چین چالشی به مادر پیشنهادشده سریع این جرقه ایجاد شد که کادو بخرم.

راستش شرایط زندگی‌ام به‌گونه‌ای بوده که زیاد اهل کادو دان و کادو گرفتن نبودیم همکارم راهنماییم کرد گفت متونم لوازم‌آرایش و لباس فانتزی بخرم منم یک رژلب و یک نیم‌تنه دخترانه خرید و از سرکار که برگشتم دخترم خواب بود گذاشتم روی میزش و مشغول کارام شدم وقتی بیدار شده بود تن کرده بود و آمد پیشم خیلی خوشحال و پرانرژی بود تا آن زمان واقعاً لذت هدیه دادن را احساس نکرده بودم.

انرژی مثبت زندگی 5: یک هدیه غیرمنتظره بدین، حتی یک شاخه گل

پرند از تهران: سگم، پشمالو خیلی برام مهمِ است، مادر یک سگ کوچولو بغلیه که همیشه منو میخندونه.
وقتی این چالش به من پیشنهاد شد تصمیم گرفتم که به پشمالو یک هدیه خوب و خوشگل بدم چون پشمالو معرفتش خیلی از ما آدم‌ها بیشترِ برای مادر یک گوسفند اسباب‌بازی نرم و دوست‌داشتنی خریدم. تا سر حد مرگ گوسفند شو دوست دارد و طی چند روز گذشته که کادو گرفته از خودش دورش نکرده. بااینکه می‌ترسم فکر کنه که گوسفندِ توله‌اش هست ولی از اینکه می‌بینم خوشحالِ شادم.

شاید به من بخندید ولی به نظر من حیوانات خیلی ارزشمند و دوست‌داشتنی هستند…خیلی مهمِ است که دیگران بدانند که برای ما چه قد اهمیت دارد، حتی اگر با خریدن یک‌چیزی به‌سادگی یک گوسفند نرمالو باشد.

انرژی مثبت زندگی 5: یک هدیه غیرمنتظره بدین، حتی یک شاخه گل

ایرج از اسفراین: من همیشه تصورم این بود که زن‌ها باید مطیع مردشان باشند و بس، خانم من لیسانس ادبیات دارد و همیشه دوست داشت که بتواند در رشته خودش به کار و فعالیت بپردازد اما من باکار کردن زن بیرون از خانه بسیار مخالف بودم و هرگز این اجازه را به او نداده بودم مدت‌ها بود که این غم را در چهره همسرم مشاهده می‌کردم.

اما غرور مردانه به هم اجازه نمی‌داد که با او صحبت کنم و یک‌جوری مشکل را حل کنیم همیشه دنبال یک موقعیت بودم تا وقتی‌که این چالش به هم پیش نهاد شد تصمیم گرفتم پا روی غرورم بگذارم و به زنم به گم پاره‌وقت اجازه دارد کار کنه خانه که رفتم سر میز شام بی‌مقدمه به او گفتم برای یک هدیه کلامی دارم بلافاصله گفتم از فردا برو دنبال کار تدریس پاره‌وقت. نفهمیدم چطوری از آن طرف میز پرید بوسم کرد که نصف صورت من ماستی شد پیرهنم خورشتی.

خوب حالا نوبت شماست،با دادن یک هدیه غیر منتظره به هرکسی که دوست دارید و عاشقش هستید ممکنه برای ایجاد صمیمیت بیشتر باشه یا رفع یک کدورت، یک روز متفاوت را رقم بزنید و نتیجه را به ما هم بگویید!

ایده چالش، اجرا و انتشار: گروه جهان بتس

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *